طراحی تصویر از قلم های شکسته
یا صاحب الزمان (عج) :
شیعیان گردند دور هم ،همه / باتو ای مرد غریب ، آیا کسی افطار کرد ؟
تازه اومده بودم حوزه و کلاس های درس هم تازه شروع شده بود و یواش یواش چند صفحه ای از کتب رو می خوندیم( دوره اختبار و تثبت ) و من حجره موقت گرفته بودم و شب در حوزه میموندم و از اونجایی که هیچ کس رو نمیشناختم
تازه اومده بودم حوزه و کلاس های درس هم تازه شروع شده بود و یواش یواش چند صفحه ای از کتب رو می خوندیم( دوره اختبار و تثبت ) و من حجره موقت گرفته بودم و شب در حوزه میموندم و از اونجایی که هیچ کس رو نمیشناختم معمولا محافظ کارانه برخورد میکردم ...
شبی با یکی از برادرای طلبه پایه بالا که دیروقت توی حیات حوزه نشسته بود همنشین شدم و شروع کردیم به صحبت که تا نزدیکیای اذان صبح طول کشید این صحبت های ما بیشتر در مورد عرفان حرف میزدیم چون بنده مطالعه و نظریاتی داشتم که با صحبت و بحث متوجه برداشت های اشتباه خودم شدم ...
و این شد باب رفاقت ما با ایشون و من.... خیلی خوشحال بودم از رفاقت با ایشون و حجره ایشون میرفتم و شب شعر میگرفتیم و درباره کار فرهنگی و... خلاصه تقریبا هرچی سوال داشتم پرسیدم .
و ایشون اونقدر مقید به اخلاق بودن که بعضی مواقع حتی بنده اذیت میشدم مثلا هر موقع از بیرون میومدم ایشون پا میشدن به پای من و یا موقعی که میشستیم داخل حجره پاشون رو دراز نمیکردن و بنده هم از اونجایی که پادرد داشتم و دارم نمیتونستم پام رو دراز کنم و به پای ایشون پا بشم ( از شدت درد به سختی پا میشدم و پله میرفتم )...
ایشون شاعر خوبی بودن و اونقدر در اون مدت کوتاه با هم صحبت کردیم و رفاقت که من داشتم شخصا به ایشون وابسته میشدم ...
و در اون مدت ایشون برای من چند بییت شعر گفتن

و از اونجایی که عرض کردم خدمتتون من پادرد داشتم و دارم به همین علت مراسمات که میرسید مثلا میلاد ائمه علیهم السلام برای زینت دادن به فضای حوزه از همه اعلام کمک میکردن و بنده هم میرفتم و میگفتم کار یدی نمیتونم بکنم اما اگر کار غیر یدی دارید بنده انجام میدهم و همین سوژه شده بود و همه جا رفقا میدیدند به شوخی میگفتند ...
و این رفیقمون هم برای همین کار بنده این شعر رو سرودند:

و ایشون شعر دیگه ای گفته بودند در توصیف بنده که 2 بیتش را گم کردم ولی 2 بیتش مونده...


خلاصه این که افراد باسواد و شاعر و با ذوقی هم در حوزه هستند که رفاقت با آن ها خودش سعادتی هست ...
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن : سلام علیکم فرارسیدن ایام پر برکت ماه رمضان رو هم تبریک عرض میکنم و آرزوی قبولی طاعات و عبادت شما سروران عزیز رو از خدایمنان خواستارم...
یه توصیه برای اونایی که تازه به حوزه میرن اینه که خاطرات هر روز خودتون رو شروع کنید یاداشت کنید یا ثبت کنید در کامپیوتر تون . واقعا روز های اول طلبگی حال و هوای عجیب دارد ... وقتی انسان جایی به تازگی بره همه چیز براش تازگی و جذابیت داره ولی جذابیت روز های طلبگی چیزی هست بس وصف ناشدنی...
بعضی از علما هستن که هنوز میخواهند قسم بخورند می گویند قسم به روز های و اوایل طلبگی ...
پ ن : خیلی چیزایی که میخواستم بنویسم چون جزئیاتش یادم رفته بود به طور خلاصه و اجمالی نوشتم






